زندگی در طبقات بالا و رشد کودکان: پژوهشها چه میگویند؟
تأثیر زندگی در طبقات بالای ساختمانهای بلندمرتبه بر رشد کودکان، از موضوعاتی است که دهههاست در روانشناسی محیطی و برنامهریزی شهری مورد بررسی قرار میگیرد. مروری بر دهها پژوهش انجامشده در این زمینه نشان میدهد که بخش بزرگی از این مطالعات نتایج منفی یا مبهم را گزارش کردهاند، در حالی که بخش کوچکتری نتایج خنثی یا حتی مثبت داشتهاند.
نمونهای از یافتههای خاص
- در یک پژوهش ژاپنی، رشد نوزادانی که در طبقات بالاتر از پنجم زندگی میکردند — در مهارتهایی مانند پوشیدن لباس، کمک به دیگران، و کنترل ادرار — نسبت به نوزادان ساکن در طبقات پایینتر، با تأخیر همراه بود.
- کودکانی که در طبقات بالاتر زندگی میکنند، بهطور میانگین کمتر از همسالان خود در طبقات پایین یا خانههای مستقل، برای بازی به فضای باز میروند.
- برخی پژوهشگران به دشواری بیشتر کودکان نوپا در کسب حس استقلال در محیط آپارتمانی بلندمرتبه اشاره کردهاند — نسبت به محیطهایی که کودک میتواند مستقیم و بدون واسطهی آسانسور یا راهپله به فضای باز دسترسی داشته باشد.
این یافتهها به چه معناست — و به چه معنا نیست
نکتهی مهمی که پژوهشگران این حوزه بارها تأکید کردهاند این است که جدا کردن «تأثیر خودِ ساختمان بلندمرتبه» از عوامل همراه آن — مانند وضعیت اقتصادی خانواده، کیفیت محله، سبک فرزندپروری، و تراکم داخل واحد مسکونی — بسیار دشوار است. بخش قابل توجهی از پژوهشهایی که نتایج منفی گزارش کردهاند، روی آپارتمانهای بلندمرتبهی کمکیفیت و در محلههای کمبرخوردار انجام شدهاند، نه آپارتماننشینی بهطور کلی.
عامل دیگری که پژوهشگران به آن اشاره میکنند، «امکان انتخاب» است: خانوادههایی که بهاختیار خود آپارتماننشینی را انتخاب میکنند (و نه از سر ناچاری اقتصادی)، معمولاً نتایج بهمراتب بهتری نشان میدهند. به بیان ساده، دسترسی به فضای بازی امن، کیفیت طراحی محله، و توان انتخاب آگاهانهی محل زندگی، عواملی هستند که به نظر میرسد نقشی مهمتر از صرفاً «آپارتمان بودن» محل سکونت دارند.