حق همسایه، جایگاه صریح و برجستهای در منابع دینی اسلام دارد. فقها همسایه را نهفقط فرد بلافصل مجاور، بلکه در برخی تفاسیر، دایرهای وسیعتر از افراد نزدیک به محل سکونت میدانند، و برای این رابطه حقوقی مشخص قائلاند: پرهیز از آزار و ضرر رساندن، رعایت حریم خصوصی، و پرهیز از «اشراف» — یعنی مشرفبودن بر فضای خصوصی همسایه بهگونهای که حریم او را نقض کند.
بسیاری از الگوهای سنتی معماری اسلامی — مانند خانههای حیاطمرکزی، پنجرههای محدود رو به معبر، و استفاده از مشربیه و پردههای مشبک — دقیقاً با هدف پیشگیری از اشراف بر حریم خصوصی همسایه طراحی شده بودند. برخی پژوهشگران معماری اسلامی استدلال میکنند که طراحی رایج آپارتمانهای امروزی — با پنجرهها و بالکنهای روبهروی هم در فاصلهی کم، بهخصوص در مجتمعهای متراکم — میتواند دقیقاً همان نوع اشرافی را ایجاد کند که معماری سنتی اسلامی آگاهانه از آن پرهیز داشت.
نکتهای که باید بهروشنی گفته شود: هیچ فتوا یا نظر فقهی جریان اصلی وجود ندارد که آپارتماننشینی یا ساختمانهای چندواحدی را بهخودیخود حرام یا ممنوع اعلام کند. آنچه در این بحث مطرح است، نقدی در سطح طراحی است، نه یک حکم دینی دربارهی نوع سکونت: این پژوهشگران معتقدند برخی انتخابهای رایج طراحی (پنجرههای مستقیم روبهروی واحد مجاور، نبود پرده یا حائل حریم خصوصی، عایق صوتی ضعیف) با اصل فقهی پرهیز از آزار و اشراف بر همسایه در تنش قرار میگیرند — و این تنش، با طراحی هوشمندانهتر (زاویهدهی پنجرهها، استفاده از عناصر حائل بصری، عایقبندی صوتی مناسب) قابل رفع است، بدون آنکه نیاز به کنار گذاشتن اساس آپارتماننشینی باشد.
برای کسی که در حال ارزیابی یک واحد آپارتمانی است، این بحث یک کاربرد عملی هم دارد: بررسی زاویهی دید پنجرهها و بالکن نسبت به واحدهای همسایه، کیفیت عایق صوتی، و وجود یا نبود عناصر حائل حریم خصوصی، از جمله مواردی هستند که ارزش توجه در بازدید از هر ملک را دارند — مستقل از اینکه این موضوع را از زاویهی دینی ببینیم یا صرفاً از منظر آسایش زندگی روزمره.