در شهرهای سنتی اسلامی، مسجد جامع معمولاً در مرکز ثقل شهر قرار میگرفت و بازار مرکزی (بازار جامع) درست در مجاورت آن شکل میگرفت. این ترکیب صرفاً یک همجواری کالبدی نبود؛ مسجد بهعنوان کانون دینی، اجتماعی و حتی سیاسی شهر عمل میکرد، و بازار پیوند اقتصادی روزمرهی ساکنان را با یکدیگر برقرار میساخت. در مقیاس کوچکتر، هر محله (Mahalle) نیز معمولاً مسجد، حمام و بازارچهی محلی خودش را داشت که هستهی اجتماعی آن محله محسوب میشد.
بازار بزرگ تهران هنوز بهعنوان یک مرکز اقتصادی مهم فعال است و همچنان بخشی از هویت شهر محسوب میشود. با این حال، نقش آن بهعنوان «قلب واحد و مرکزی» کل کلانشهر تهران، با گسترش عظیم شهر فراتر از هستهی تاریخیاش، بهشدت کمرنگ شده است. مناطق شمالی و جدیدتر تهران عمدتاً حول مراکز خرید مدرن، بزرگراهها و خیابانهای تجاری شکل گرفتهاند، نه حول یک مسجد-بازار محلی به سبک سنتی.
در سطح محلهای نیز، بسیاری از محلههای جدیدتر تهران فاقد آن هستهی ترکیبی مسجد-بازارچهی پیادهمدار هستند که در محلههای سنتی رایج بود؛ در عوض، خدمات روزمره بیشتر در قالب مغازههای پراکنده در طول خیابانهای اصلی خودرومحور سازمان یافتهاند.
در مجموع، تصویر بهدستآمده تصویری دوگانه است: هستهی تاریخی تهران هنوز تا حدی این الگو را حفظ کرده، اما کلانشهر تهران بهعنوان یک کل، در مقیاس شهری از این اصل فاصله گرفته است.