بازگشت به مقالات
🛣️معماری و شهرسازی۲۵ مرداد ۱۴۰۵

شبکه‌ی معابر انسانی و پیاده‌مدار در شهر اسلامی: تهران و چالش خیابان‌های خودرومحور

بافت شهری سنتی در شهرهای اسلامی معمولاً ارگانیک و نامنظم بود، نه شبکه‌ای شطرنجی و از پیش طراحی‌شده. کوچه‌های باریک و سایه‌دار، حرکت پیاده را در مقیاس انسانی ممکن می‌ساختند، و بن‌بست‌ها (که در بسیاری منابع به‌عنوان یک عنصر طراحی آگاهانه برای کاهش تردد عبوری و افزایش حریم خصوصی ساکنان توصیف شده‌اند) بخش مهمی از این شبکه بودند.

نقطه‌ی عطف تاریخی در تهران

این الگو در تهران، از دهه‌ی ۱۳۱۰ خورشیدی (اواخر دهه‌ی ۱۹۳۰ میلادی) با اصلاحات شهری دوران رضاشاه، به‌طور بنیادین دگرگون شد. با تخریب برج و باروی قدیمی شهر در سال ۱۳۱۶ (۱۹۳۷ میلادی) و اجرای قوانینی مانند قانون بلدیه (۱۳۰۹) و قانون توسعه‌ی معابر (۱۳۱۲)، خیابان‌های عریض و مستقیم — به‌الگوبرداری از اصلاحات هوسمانی پاریس — از دل بافت‌های سنتی احداث شدند. خیابان‌هایی مانند سپه (امروز امام خمینی)، دقیقاً از میان محله‌های تاریخی گذر داده شدند.

گسترش بعدی: برنامه‌ی جامع ۱۳۴۵

در دهه‌ی ۱۳۴۰ (اواسط دهه‌ی ۱۹۶۰ میلادی)، طرح جامع تهران که ویکتور گروئن طراحی کرده بود، این روند را با شبکه‌ای از بزرگراه‌ها که محله‌های پراکنده را به یکدیگر متصل می‌کرد، تقویت کرد. نتیجه‌ی تجمعی این دو موج اصلاحات، شکل‌گیری کلان‌شهری است که امروز به‌شدت به خودرو وابسته است — با ترافیک سنگین، مصرف بالای سوخت و آلودگی هوای قابل توجه، به‌گفته‌ی پژوهش‌های متعدد شهری.

در مقابل، برخی بافت‌های باقی‌مانده در اطراف بازار تهران هنوز تا حدی خصلت پیاده‌مدار و کوچه‌محور خود را حفظ کرده‌اند — نمونه‌ای کوچک و محدود از آنچه در مقیاس کل شهر دیگر غالب نیست.

از منظر این اصل خاص، فاصله‌ی تهران امروز با الگوی شهر پیاده‌مدار و انسانی‌مقیاس سنتی، قابل توجه و تا حد زیادی ریشه در تصمیمات برنامه‌ریزی شهری قرن گذشته دارد.