قاعدهی «لاضرر و لاضرار» یکی از مهمترین قواعد فقهی در حقوق اسلامی است که بهطور خلاصه بیان میکند نه باید به دیگری زیان رساند و نه زیانی را باید پذیرفت. این اصل بهطور سنتی بیشتر در چارچوب روابط همسایگی و مالکیت به کار رفته، اما منطق آن — پرهیز از تحمیل هزینه یا آسیب به دیگران در نتیجهی اقدامات فردی یا جمعی — بهطور طبیعی به مقیاس بزرگتر زندگی شهری نیز قابل تعمیم است.
اگر این منطق را در مقیاس کلانشهر به کار بگیریم، پرسشهای جدی مطرح میشود: آیا الگوی توسعهی شهریای که به آلودگی هوای گسترده منجر میشود، «زیانی» به کل جمعیت شهر تحمیل نمیکند؟ پژوهشهای شهری تهران بهروشنی نشان دادهاند که وابستگی فزاینده به خودرو شخصی، مصرف بالای سوخت و ترافیک سنگین، از عوامل اصلی آلودگی هوای تهراناند — مسئلهای که سلامت میلیونها ساکن شهر را مستقیماً تحت تأثیر قرار میدهد.
پژوهشها همچنین نشان میدهند که فضای سبز شهری در تهران بهطور نامتوازن توزیع شده و بیشتر در محلههای مرفهتر شمال شهر متمرکز است — الگویی که از منظر اصل «عدم زیان»، این پرسش را مطرح میکند که آیا برخی گروههای ساکن شهر، بدون رضایت یا انتخاب خود، سهم نابرابری از مزایا (و هزینههای) توسعهی شهری را متحمل میشوند.
در کنار این چالشها، باید به تلاشهای جبرانی نیز اشاره کرد: گسترش شبکهی مترو تهران در دهههای اخیر، و مقررات محیطزیستی برای کنترل آلودگی، نمونههایی از اقدامات در راستای کاهش این «زیان جمعی» بودهاند — هرچند پژوهشگران همچنان این مسائل را چالشهای ساختاری و پابرجای شهر توصیف میکنند.