زبان الگو (۵): «بالکن دومتری» — ایوانی که در آن میشود نشست، در برابر بالکنی که فقط کولر رویش میگذارند
نویسنده: هادی عطایی
در الگوی شمارهی ۱۶۷ کتاب «زبان الگو»، با عنوان «بالکن دومتری» (Six-Foot Balcony)، کریستوفر الکساندر با تکیه بر مشاهدهی مستقیم میگوید: هر بالکن یا ایوانی که عمقش کمتر از حدود دو متر (شش فوت) باشد، تقریباً هرگز مورد استفادهی واقعی قرار نمیگیرد. عمق کم، فضا را از «جایی برای بودن» به یک لبهی باریک و بیمصرف تبدیل میکند — جایی که فقط میشود از آن رد شد، نه در آن نشست.
چرا عمق، نه فقط وجودِ بالکن، اهمیت دارد؟
الکساندر توضیح میدهد که برای اینکه فضایی بیرونی واقعاً «قابل زیستن» باشد، باید بهاندازهی کافی عمیق باشد که بشود در آن یک میز کوچک و دو صندلی گذاشت، بدون آنکه فرد احساس کند روی لبهی ساختمان ایستاده است. بالکنهای باریک، حتی وقتی نور و منظرهی خوبی دارند، این حس امنیت و راحتی را نمیدهند؛ در نتیجه، ساکنان بهجای نشستن در آنها، از آنها فقط برای انباشتن وسایل استفاده میکنند.
ایوان خانهی سنتی ایرانی: فضای بیرونیِ واقعی زندگی
ایوان در معماری سنتی ایرانی، دقیقاً همان چیزی بود که الکساندر توصیف میکند — و حتی فراتر از آن. ایوانهای خانههای کاشان و اصفهان، با ستونهای بلند و سقفی عمیق، فضایی سرپوشیده اما رو به حیاط بودند که برای نشستن، پذیرایی از میهمان، صرف چای، و حتی خوابیدن در شبهای تابستان استفاده میشدند. ایوان، اتاقی بدون دیوار جانبی بود، نه یک لبهی تزئینی.

بالکن آپارتمان امروزی: لبهای برای کولر، نه جایی برای نشستن
بالکن بیشتر آپارتمانهای امروزی، بهدلیل فشار برای صرفهجویی در متراژ، عمقی بهمراتب کمتر از حد لازم دارد — گاه کمتر از یک متر. نتیجه، دقیقاً همان چیزی است که الکساندر پیشبینی کرده بود: این فضا هرگز محل نشستن نمیشود، بلکه بهجای آن، محل کولر گازی، رختآویز، یا انبار وسایل اضافی خانه تبدیل میشود.

پیامد برای زندگی کودکان
ایوان، برای کودک، فضایی امن برای بازی در هوای آزاد بود — بدون خطرات کوچه، اما بدون محدودیتهای اتاق بسته. بالکن باریک امروزی، برعکس، معمولاً آنقدر ناامن یا کمفضا تلقی میشود که والدین اصلاً اجازهی بازی در آن را نمیدهند؛ در نتیجه، کودک یک لایهی کامل از تجربهی «بیرون اما امن» را از دست میدهد.
پیامد برای زندگی بزرگسالان
برای بزرگسالان، ایوان یک آیین روزانه را ممکن میساخت: نشستن با یک چای در هوای عصر، بدون نیاز به ترک کامل خانه. بالکن دومتری امروزی، اگر واقعاً به همان عمق ساخته شود، هنوز میتواند همین نقش را ایفا کند؛ اما بالکن باریک و پر از وسیله، این امکان را از ابتدا از بین میبرد — نتیجه، خانهای است که هیچ فضای بیرونیِ واقعاً قابلاستفادهای ندارد.
پیامد برای زندگی اجتماعی
ایوان، بهطور سنتی، صحنهی اصلی پذیرایی از میهمان در فصلهای گرم بود — فضایی نیمهعمومی که هم به حیاط خانواده مشرف بود و هم برای حضور میهمان مناسب. بالکن باریک امروزی، حتی وقتی خالی از وسیله باشد، بهندرت برای پذیرایی بهکار میرود؛ نتیجه، انتقال کامل زندگی اجتماعیِ خانه به داخل چهاردیواری بسته است — بدون هیچ فضای واسط بین خانه و بیرون.
جایگاه این الگو در معماری اسلامی و سنت ایرانی
ایوان یکی از شناختهشدهترین عناصر معماری ایرانی-اسلامی است — از خانههای مسکونی گرفته تا مساجد و کاروانسراها. در مقیاس خانه، ایوان دقیقاً همان نقش آستانه را ایفا میکرد که در بحث «شیب صمیمیت» هم به آن اشاره شد: فضایی میان درونِ کاملاً خصوصی حیاط و دنیای بیرون، که همزمان سایه، خنکای بادگیر، و امکان حضور اجتماعی را در یک نقطه فراهم میآورد. این، پاسخی معمارانه و کاملاً آگاهانه به نیاز واقعی زندگی خانوادگی بود، نه یک تزئین.
نتیجه
درسی که از این الگو میتوان گرفت، بههمان اندازه که ساده است، اغلب نادیده گرفته میشود: بالکن یا ایوان، اگر قرار است واقعاً استفاده شود، باید بهاندازهی کافی عمیق ساخته شود که بشود در آن یک صندلی گذاشت و نشست — نه صرفاً یک نوار باریک بیرون از پنجره. تفاوت میان این دو، تفاوت میان خانهای با یک فضای بیرونیِ واقعی، و خانهای است که تمام زندگیاش، حتی در بهترین روزهای سال، پشت شیشه باقی میماند.
———
هادی عطایی — ۲۹ مرداد ۱۴۰۵
نظرات (0)
در حال بارگذاری...