زبان الگو، الگوی شماره ۵: «تور خیابانهای روستایی» — وقتی جاده به دیواری از ساختوساز تبدیل میشود
نویسنده: هادی عطایی
الگوی شمارهی ۵ کتاب «زبان الگو»، با عنوان «تور خیابانهای روستایی» (Lace of Country Streets)، مستقیماً از دو الگوی پیشین نتیجه میگیرد. اگر بخواهیم انگشتان طبیعت میان شهر نفوذ کنند، و دشتهای حاصلخیز دستنخورده بمانند، باید بدانیم شبکهی راهها چه شکلی باید داشته باشد تا این را ممکن کند. پاسخ الکساندر: نه شبکهای متراکم و شطرنجی، و نه — مهمتر از آن — یک جادهی اصلی که ساختوساز پیوسته و بیوقفه در دو طرفش رشد میکند؛ بلکه توری سست و نامنظم از راههای کوچک، که میان لکههای ساختهشده و لکههای باز، بهطور طبیعی جابهجا میشود.
چرا «نوار ساختوساز کنار جاده» بدترین حالت است؟
الکساندر بهطور خاص هشدار میدهد که وقتی یک جادهی روستایی محور اصلی دسترسی میشود، ساختوساز بهطور طبیعی بهسمت آن جاده کشیده میشود — مغازهای اینجا، خانهای آنجا — تا اینکه، طی چند دهه، کل طول جاده به دیواری پیوسته از ساختمان تبدیل میشود. نتیجه، بدترین حالت ممکن است: نه دسترسی خوبی به طبیعت باقی میماند، نه خودِ ساختوساز کیفیت واقعی یک محله را دارد — فقط یک نوار باریک و طولانی از جبههی خیابان.
روستای ایرانی: گرههای فشرده، متصل با نخهای نازک
ساختار سنتی روستاهای ایرانی، بهویژه در دامنههای کوهستانی شمال و البرز، دقیقاً الگوی «تور» را دنبال میکرد. هر روستا، گرهای فشرده و مشخص بود — خانهها کنار هم، در یک نقطهی مشخص از دامنه — و این گرهها با راههای باریک و پیچان به یکدیگر و به جادهی اصلی وصل میشدند، نه با نواری از ساختوساز پیوسته. میان این گرهها، زمین باز، مزرعه، و جنگل باقی میماند.

جادهی تهران-کرج: نمونهی دقیق نوار ساختوساز
جادههای اصلی اطراف تهران — از محور تهران-کرج تا مسیرهای منتهی به دامنههای البرز — طی دهههای اخیر، دقیقاً همان مسیری را طی کردهاند که الکساندر پیشبینی کرده بود: ساختمان، پارکینگ، و کاربریهای تجاری، بهطور پیوسته در طول این جادهها گسترش یافتهاند، تا جایی که در بسیاری نقاط، دیگر نمیتوان مرز مشخصی میان یک محله و محلهی بعدی تشخیص داد — فقط یک نوار طولانی از ترافیک و ساختوساز باقی مانده است.

پیامد برای زندگی کودکان
در روستای گرهای، کودک میتوانست در چند دقیقه، پیاده، از میان بافت مسکونی به دل طبیعت برسد. در نوار ساختوساز کنار جادههای اصلی امروز، این فاصله از بین رفته: طبیعت واقعی، پشت کیلومترها ساختوساز و ترافیک سنگین پنهان شده، و رسیدن به آن معمولاً به یک سفر با خودرو نیاز دارد، نه یک قدم کوتاه.
پیامد برای زندگی بزرگسالان
برای بزرگسالان، نوار ساختوساز کنار جاده، بهمعنای وابستگی کامل به خودرو برای هر کار روزمره است — چون فاصلهها در طول یک جادهی خطی کشیده میشوند، نه در یک بافت فشرده و پیادهمحور. ترافیک سنگین محور تهران-کرج، که در تصویر بالا هم مشهود است، نتیجهی مستقیم همین الگوی نادرست توسعه است، نه صرفاً یک مشکل جداگانهی حملونقل.
پیامد برای زندگی اجتماعی
گرههای روستایی فشرده، اجتماعات کوچک اما منسجمی میساختند — همه همدیگر را میشناختند، فاصلهی اجتماعی و فیزیکی با هم همخوانی داشت. نوار ساختوساز خطی، برعکس، هیچ مرکز یا هستهی مشخصی ندارد؛ ساکنانش، حتی وقتی کیلومترها در طول یک جادهی مشترک زندگی میکنند، هیچ حس اجتماع مشترکی را تجربه نمیکنند — چون خودِ شکل فیزیکی توسعه، هیچ مرکزی برای گردهمایی باقی نگذاشته است.
جایگاه این الگو در سنت ایرانی
شبکهی راههای سنتی ایران، بهویژه در مناطق کوهستانی و کشاورزی، محصول قرنها سازگاری تدریجی با زمین بود — راهها دور مزرعه و باغ میپیچیدند، نه از میان آنها مستقیم رد میشدند. این، دقیقاً همان اصل «تور سست» است: شبکهای که خودش را با زمین تطبیق میدهد، نه زمینی که مجبور است خودش را با یک جادهی مستقیم و صلب تطبیق دهد.
نتیجه
درسی که از این الگو میتوان گرفت، مستقیماً به تصمیمهای ساختوساز آینده مربوط میشود: هر مسیر دسترسی جدید به حومه یا دامنههای اطراف تهران، باید عمداً از تبدیلشدن به یک محور ساختوساز خطی جلوگیری کند — با محدودکردن دسترسی مستقیم جاده به زمینهای اطراف، و هدایت ساختوساز بهسمت گرههای فشرده و مشخص، بهجای اجازهدادن به رشد یک نوار بیپایان در طول جاده.
———
هادی عطایی — ۳ شهریور ۱۴۰۵
نظرات (0)
در حال بارگذاری...